بچه‌ى شما در آغوش شما، در مدرسه‌ى شما، در كتابخانه‌ى كانون و جلوِ روى شماست و شما براى او فكرهايى، آينده‌اى و اميدوارى‌اى داريد. ناگهان مشاهده مى‌كنيد دسترسى يك نفر كه حداقل بيگانه است - شما با اين بچه خويشاونديد، شما معلّمش، پدرش، يا مربّيش هستيد؛ ليكن او بيگانه و بى‌علاقه به سرنوشت اين بچه است - به اين بچه، از راه همين كالاهاى فرهنگىِ متداول و رسانه‌هاى گوناگون خبرى و فرهنگى، بيشتر از شماست! اين، جاى نگرانى است و امروز اين وجود دارد؛ چه من و شما بخواهيم، چه نخواهيم!
نتيجه چيست؟ اين است كه ما بايد گردشِ كار را تُندتر كنيم. ما بايد بيشتر تلاش كنيم و مى‌توانيم. من اعتقاد دارم ما مى‌توانيم بهتر، عينى‌تر، دقيقتر و سريعتر كار كنيم و نگذاريم. ما جوانان خودمان را تربيت كنيم.
سعى كنيد بچه‌ها را با ايمان كنيد؛ ايمان به خدا، ايمان به حقيقتِ مطلق و ايمان به اسلام. اگر اين بچه‌ها باايمان پرورش پيدا كردند و شما توانستيد بذر ايمان را در دلشان بكاريد، در آينده مى‌شود از آنها هر شخصيت عظيمى ساخت و براى هر كارى مناسبند.

بیانات در دیدار مسئولان كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان ۱۳۷۷/۰۲/۲۳